gl/l (766)

خرید بک لینک

خانواده خورشید

مقدمه

خورشید ستارهای است از ستارگان رشته اصلی که 5 میلیارد سال از عمرش میگذرد. این ستاره کروی شکل بوده و عمدتا از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. وسعت این ستاره 1.4 میلیون کیلومتر (870000 مایل) است. جرم این ستاره 7 برابر جرم یک ستاره معمولی بوده و همچنین 750 برابر جرم تمام سیاراتی است که به دورش میچرخند. در هسته خورشید ، جرم توسط واکنشهای هستهای تبدیل به تشعشعات الکترومغناطیسی که نوعی انرژی هستند، میشود. این انرژی به سمت بیرون تابانده شده و باعث درخشنگی خورشید میگردد. سایر اجسام آسمانی موجود در منظومه شمسی که توسط جاذبه خورشید در مدارهایشان قرار گرفتهاند نیز گرمایشان را از این انرژی میگیرند.

نگاه اجمالی

در زمانهای قدیم ، اخترشناسان به این نکته پی برده بودند که پنج «ستاره» مخصوص ، به تدریج در میان صور فلکی حرکت میکنند. آنها این ستارههای سرگردان را سیاره نامیدند. نور سیارهها بیتغییر است، ولی ستارگان غالبا چشمک میزنند. سیارهها هیچ شباهتی به ستارگان ندارند. خورشید یک ستاره نمونه است. خورشید خود نور و گرما تولید میکند، ولی سیارهها فقط با انعکاس نور خورشید درخشان دیده میشوند. بیشتر ستارگان بسیار بزرگتر از سیارهها هستند. جرم خورشید هزاران بار بیشتر از جرم سیاره غولپیکر مشتری است. ستارگان چشمکزن خورشیدهای دیگری هستند که در فاصلههای بسیار دور از سیارهها واقع شدهاند.

منظومه شمسی

هر سیارهای که در آسمان شب دیده میشود، عضو خانواده خورشید یا منظومه شمسی است. پنج سیاره که با چشم غیر مسلح قابل روئیت هستند، عبارتند از عطارد (تیر) ، زهره (ناهید) ، مریخ (بهرام) ، مشتری (برجیس) و زحل (کیوان). عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید است. آن را به راحتی نمیتوان یافت، زیرا هیچگاه در آسمان فاصله بیشتری از خورشید نمیگیرد. زهره نیز نزدیکتر از زمین به خورشید است. این سیاره درخشان ، هنگام طلوع یا غروب خورشید به خوبی دیده میشود و به همین سبب گاه ستاره صبح یا ستاره شام خوانده میشود. مریخ به خاطر رنگش به سیاره سرخ مشهور است. دو سیاره غول پیکر مشتری و زحل غالبا قابل روئیت بوده و با نور ثابت زرد رنگ میدرخشند. مریخ ، مشتری و زحل نسبت به زمین از خورشید دورتر هستند.

کشف سیارات با تلسکوپ

بعد از اختراع تلسکوپ ، اخترشناسان سه سیاره دور دست دیگر را نیز یافتند. اورانوس در سال 1781 میلادی (1160 شمسی) ، نپتون در 1846 میلادی (1225 شمسی) و سیاره پلوتو در 1930 میلادی (1309شمسی) کشف شدند. همه این هشت سیاره به همراه زمین در مدارهایی به دور خورشید میگردند. گردش همه آنها در یک جهت است. سیارههای نزدیکتر به خورشید ، مدار خود را در مدت کوتاهتری میپیمایند. عطارد که نزدیکترین سیاره به خورشید است، در 88 روز ، زمین در یک سال و مشتری در 12 سال خورشید را دور میزنند.

گردش سیارات

یکی از اخترشناسان بزرگ که حرکت سیارهها را مورد مطالعه قرار داد، یوهانس کپلر ، اخترشناس لهستانی بود. او در سال 1609 میلادی (988 شمسی) کشف کرد که مدار سیارات به شکل دایرههای کشیده یا بیضی است. هر بیضی دو کانون دارد و در مدار سیارات ، خورشید در یکی از کانونها واقع است، یعنی فاصله سیاره از خورشید ، هنگام گردش در مدار خود ، اندکی تغییر میکند.کپلر موفق شد که چگونگی حرکت سیارهها را کشف کند. اما آیزاک نیوتن ، ریاضیدان انگلیسی ، دریافت که عامل نگهدارنده سیارهها در مدارهایشان ، نیروی گرانشی است. نیروی گرانش زمین سبب میشود که همه اجسام به سطح آن سقوط کنند. اگر نیروی گرانش خورشید همواره سیارهها را به طرف خود نمیکشید، همه آنها در اعماق فضا پراکنده میشدند.

اورانوس

اورانوس به یادبود جد تایتان و به یادبود پدر زحل به این نام نامگذاری شدهاست. این سیاره هفتمین سیاره از خورشید و سومین سیاره مشتریگون است. ویلیام هرشل (William Herschel) آن را در سال 1781 میلادی کشف کرد. در ابتدا او تصور کرد که یک ستاره دنبالهدار است، اما مشاهداتش بر یک مدار بیضی شکل با خروج از مرکز کمی حول خورشید ، دلالت داشت. مدار سیارهای اورانوس درست در حد بینایی چشم غیر مسلح از زمین قرار دارد و قطر زاویهای آن در نقطه مقابل فقط "3.6 است.

نپتون

آخرین سیاره مشتریگون و هشتمین سیاره از خورشید ، نپتون است. این همزاد نزدیک اورانوس به عنوان خدای دریا نامگذاری شده است. بین سالهای 1790 تا 1940 میلادی در مدار اورانوس آشفتگیهایی که از یک منبع ناشناخته مشاهده شد، موجب حدس احتمال وجود یک سیاره دورتر گردید. دانشمندان در سالهای 1843 و 1846 میلادی مستقلا مکانیک سماوی نیوتنی را بکار بردند تا جرم و مدار این هشتمین سیاره را از آشفتگیهای اورانوس نتیجه بگیرند.

پلوتو و چاردن

پلوتو نهمین سیاره از خورشید به خاطر خدای زیر جهان ، هیدز (Hades) نامگذاری شده است. از روی زمین ، پلوتو فقط یک تصویر ستاره مانند ضعیف در تلسکوپ ایجاد میکند. اگر از پلوتو نگاه کنیم، مابقی منظومه شمسی دور به خورشید نزدیک هستند. از این سیاره خورشید نیز فقط به صورت یک ستاره روشن در آسمان به نظر میرسد.

اقمار

بسیاری از سیارهها قمرهایی در اطراف خود دارند. از اینرو ، منظومههای کوچکی را تشکیل میدهند. فقط سه قمر در اطراف تمامی سیارات خاکی در حال چرخش هستند (ماه ما ، دیموس و فوبوس از مریخ) در مقابل ، سیارات مشتریگون دارای حداقل پنجاه قمر (بدون در نظر گرفتن چاردن) و همچنین چندین حلقه هستند که شامل تعداد زیادی قمر کوچک میباشند. این اجرام از صخرههای کوچک تا اجرامی به اندازههای سیارهای را دربر میگیرند.

شهابسنگ

دنبالهدارها گاه از دورترین بخشهای منظومه شمسی به دیدن ما میآیند. در فضای میان سیارهها غبار و سنگ نیز وجود دارد. این سنگهای فضایی که شهابسنگ نامیده میشوند، هنگام برخورد با جو زمین به صورت شهاب در میآیند و میدرخشند.

سیارههای داخلی

عطارد

عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید و نیز کوچکترین سیاره خاکی است. هر سال در حدود سه بار به عنوان ستاره درخشان شامگاهی در نزدیکی افق غروب خورشید و نیز به عنوان یک ستاره صبحگاهی در مشرق ظاهر میشود. به خاطر سرعت کم آن نسبت به زمین از لحاظ افسانهای ، خدای روشنی نامیده شده است. در مواقعی ، عطارد در درخشندگی شبیه زحل میشود، اما معمولا به واسطه درخشندگی همسایهاش ، خورشید ، ناپدید میگردد.

زهره

زهره دومین سیاره خاکی از طرف خورشید و نزدیکترین سیاره به زمین است. زهره به عنوان ستاره صبحگاهی و شامگاهی به بیشترین زاویه کشیدگی ˚48 میرسد. بیشینه درخشندگی آن تنها بوسیله خورشید و ماه افزایش مییابد. زهره الهه عشق نامیده میشود و شباهت زیادی در اندازه و جرم به زمین دارد، اما در سایر جهات به مقدار زیادی متفاوت از زمین است.

مریخ

مریخ به رنگ قرمز متمایل به نارنجی دیده میشود (رنگ واقعی سیارات) که آن را به خدای جنگ یونانیها مربوط میکند. این چهارمین سیاره از طرف خورشید است که در مداری نزدیک به مدار زمین به دور خورشید میگردد، بطوری که قابل توجهترین حرکت برگشتی را در نقطه مقابلهاش به نمایش میگذارد. مقابله با یک دوره تناوب نجومی 779.9 شبانهروز یا در حدود 26 ماه اتفاق میافتد. در این موقع سیاره به یک اندازه زاویهای ظاهری به مقدار ˚180 وارد و ممکن است کاملش در تمام شب دیده شود.

سیارات بیرونی

مشتری

آن سوی مریخ ، از کمربندی سیارکی به اندازه تقریبا Au 3 (واحد نجومی) عبور میکنیم و بالاخره به بزرگترین سیاره مشتریگون یعنی مشتری که به خاطر نامش سلطان خدایان اولمپیا (Olympia) نامگذاری شده است، میرسیم. به دلیل اندازه بسیار بزرگ مشتری ، این سیاره در آسمان شبهای زمین بخصوص در نقطه مقابله یک سیاره خیلی روشن است.

زحل

در ورای مدار مشتری آخرین سیاره از هفت سیارهای که برای پیشینیان ما شناخته شده بود، یعنی زحل قرار دارد که به عنوان پدر مشتری نامگذاری شده است. زحل دومین سیاره بزرگ مشتریگون منظومه شمسی است و توسط یک رشته از حلقههای بسیار زیبا که به دور آن حلقه زدهاند، احاطه شده است. در آسمان شب زمین ، زحل به دلیل اندازه بزرگ خود به روشنی میدرخشند. زیبایی آسمان به خاطر نوارهای روشن حلقههای اطراف آن و نیز به خاطر قمرهای زیادش میباشد.

مواد تشکیل دهنده خورشید حالت گازی دارند، بنابراین خورشید محدوده دقیق و معینی نداشته و مواد اطراف آن بتدریج در فضا منتشر میشوند. اما چنین به نظر میرسد که خورشید لبه تیزی داشته باشد، چرا که بیشتر نوری که به زمین میرسد از یک لایه که چند صد کیلومتر ضخامت دارد ساطع میشود. این لایه فوتوسفر نام داشته و به عنوان سطح خورشید شناخته شده است. بالای سطح خورشید ، کروموسفر یا رنگین کره و هاله خورشیدی قرار دارند که با همدیگر جو خورشید را تشکیل میدهند.مرکز خورشید مانند کورهای هستهای است با دمای 15 میلیون درجه سانتیگراد (27 میلیون درجه فارنهایت) که چگالیاش 160 برابر آب میباشد. تحت چنین شرایطی هستههای اتم هیدروژن باهم ترکیب شده و تبدیل به هستههای هلیووم میشوند. در این حین، 0.7 درصد جرم ترکیب شده ، تبدیل به انرژی میشود. از 590 میلیون تن هیدروژنی که در هر ثانیه در مرکز خورشید ترکیب میشوند، 3.9 میلیون تن به انرژی تبدیل میشود. این سوخت هیدروژنی ، تا 5 میلیارد سال دیگر دوام خواهد داشت. مسیر نامنظم 2 میلیون سال طول میکشد تا انرژی تولید شده در مرکز خورشید به سطح آن رسیده و بصورت نور و گرما تابش کند، سپس بعد از فقط 8 دقیقه ، این انرژی به زمین میرسد.هنگامی که خورشید منبسط می شود تا تبدیل به یک غول سرخ شود، قطرش حدود 150برابر بزرگتر خواهد شد. گازهای منبسط شده و داغ، رنگ زرد و حرارت خود را از دست داده و قرمز رنگ و سرد خواهند شد. اما بخاطر بزرگتر شدن سطح خورشید،درخشندگی آن 1000برابر افزایش یافته و نور بیشتری ساطع خواهد کرد.

زبانهها و شعلههای خورشیدی

زبانه حلقوی در شکل پایین ، خطوط میدان مغناطیسی ، دو لکه خورشیدی را به هم متصل کرده است. در سال 1973 ، یک زبانه خورشیدی (سمت چپ تصویر) 000/588 کیلومتر (365.000 مایل) از سطح خورشید را پوشاند. اغلب فعالیتهای شدید خورشید در نزدیکی لکههای خورشیدی رخ میدهند. شعلههای خورشیدی ، جرخههایی از انرژی هستند که عمر چند ساعته دارند، این شعلهها هنگامی بوجود میآیند که مقدار زیادی انرژی مغناطیسی بطور ناگهانی آزاد شود. زبانههای خورشیدی ، فوارانهایی از گاز مشتعل هستند که ممکن است صدها هزار کیلومتر در فضا پیش بروند. میدان مغناطیسی خورشید میتواند زبانههای حلقوی را هفتهها در فضا پیش بروند معلق نگاه دارد.

باد خورشیدی

هاله (جو بیرونی) خورشید حاوی ذراتی است که انرژی کافی برای فرار از جاذبه خورشید را دارند. این ذرات بصورت مارپیچی با سرعتی معادل900 کیلومتر (560 مایل) در ثانیه از خورشید دور شده و باد خورشیدی را بوجود میآورند. این ذرات در همان مسیرهای میدان مغناطیسی خورشید حرکت میکنند و از آنجا که دارای بار الکتریکی هستند، منظومه شمسی را پر از جریانات الکتریکی میکنند. ناحیه فعالیتهای خورشیدی ، هلیوسفر (کره خورشیدی) نامیده میشود. باد خورشیدی در هر ثانیه حدود یک میلیون تن هیدروژن حورشید را از بین میبرد. 100000 میلیارد سال طول خواهد کشید تا باد خورشیدی تمام جرم خورشید را در فضای بین سیارهای پخش کند، اما طول عمر طبیعی خورشید فقط 10 میلیارد سال است.

مسیر نامنظمدو میلیون سال طول می کشد تا انرژی تولید شدهدر مرکز خورشید به سطح آن رسیده و بصورتنورو گرما تابش کند، سپس بعد از فقط 8 دقیقهاین انرژی به زمین می رسد.

چرخهها و لکههای خورشیدی

حرکت وضعی خورشید باعث ایجاد میدان مغناطیسی میشود، مناطق استوایی خورشید سریعتر از مناطق قطبی آن چرخیده و این امر باعث میشود که خطوط میدان مغناطیسی درون خورشید حلقه بزنند. این خطوط در صورت خروج از سطح خورشید ، باعث فعالیتهای خورشیدی نظیر لکههای خورشیدی ، شعلهها و زبانههای خورشیدی میشوند. این فعالیتها ، بخصوص لکههای خورشیدی ، چرخهای 11 ساله دارند.

مرگ خورشید

5 میلیارد سال بعد ، بیشتر هیدروژن موجود در هسته خورشید گداخته شده و صرف تهیه هلیوم خواهد شد. در آن زمان ، جاذبه باعث انقباض هسته شده و فشار ، دمای آنرا افزایش خواهد داد. هیدروژن شروع به سوختن در پوسته اطراف هسته خواهد کرد. انرژی حاصل از این گداخت هستهای در پوسته ، باعث انبساط لایههای خارجی خواهد شد و سیارات عطارد و زهره را ذوب میکند و آنها را در بر میگیرد. انبساط خورشید تا مدار زمین متوقف شده و حرارتش تمام موجودات زنده را از بین میبرد. بعد از آن خورشید تبدیل به یک غول سرخ میشود. سپس ، لایههای خارجی در فضا پخش شده و یک سحابی سیارهای تشکیل خواهند داد. هسته نیز بصورت یک ستاره کوتوله سفید باقی مانده و بتدریج از بین خواهد رفت. پس میتوان گفت که با فرا رسیدن مرگ خورشید ، مرگ زمین و تمام موجودات این سیاره فرا میرسد

ستاره

مقدمه

بطور کلی ستارگان دارای مراحل مختلف جنینی ، کودکی و جوانی و پیری هستند. پس از اکتشاف برابری جرم و انرژی توسط انیشتین ، دانشمندان تشخیص دادند، که کلیه ستارگان باید تغییر و تحول یابند. هر ستاره هنگامی که نور (انرژی) پخش میکند، مقداری از ماده خویش را مصرف میکند. ستارگان همیشگی نیستند، روزی به دنیا آمدهاند و روزی هم از دنیا خواهند رفت. ستارگان گویهای بزرگی از گاز بسیار گرم هستند که بواسطه نورشان میدرخشند.در سطح دمای آنها هزاران درجه است و در داخل دمایشان بسیار بیشتر است. در این دماها ماده نمیتواند به صورتهای جامد یا مایع وجود داشته باشد. گازهایی که ستارگان را تشکیل میدهند بسیار غلیظتر از گازهایی هستند که معمولا بر سطح زمین وجود دارند. چگالی فوق العاده زیاد آنها در نتیجه فشارهای عظیمی است که در درون آنها وجود دارد. ستارگان در فضا حرکت میکنند، اما حرکت آنها به آسانی مشهود نیست. در یک سال هیچ تغییری را در وضعیت نسبی آنها نمیتوان ردیابی کرد، حتی در هزار سال نیز حرکت قابل ملاحظهای در آنها مشهود نمیافتد.

نقش و الگوی آنها در حال حاضر کم و بیش دقیقا همان است که در هزار سال پیش بود. این ثبات ظاهری در نتیجه فاصله عظیمی است که میان ما و آنها وجود دارد. با این فواصل چندین هزار سال طول خواهد کشید تا تغییر قابل ملاحظهای در نقش ستارگان پدید آید. این ثبات ظاهری مکان ستارگان موجب شده است که نام متداول (ثوابت) به آنها اطلاق شود. اختر فیزیکدانان بر این باورند که در بعضی کهکشانها ، از جمله کهکشان راه شیری ، ستارگان نوزاد بسیاری در حال تولد هستند، افزون بر آن که پژوهشگران اظهار میدارند تکامل ، تخریب و محصول نهایی یک ستاره ، به جرم آن بستگی دارد. در واقع سرنوشت نهایی ستاره که تا چه مرحلهای از پیشرفت خواهد رسید با جرم ستاره ارتباط مستقیم دارد.

نحوه تشکیل ستاره

گوی آتشین مورد نظر در نظریه انفجار بزرگ ، حاوی هیدروژن و هلیوم بود، که در اثر انفجار بصورت گازها و گرد و غباری در فضا بصورت پلاسمای فضایی متشکل از ذرات بسیاری از جمله الکترونها ، پروتونها ، نوترونها و نیز مقداری یونهای هلیوم به بیرون تراوش میکند. با گذشت زمان و تراکم ماده دربرخی سحابیها شکل میگیرند. این مواد متراکم رشد کرده و تودههای عظیم گازی را بوجود میآورند که تحت عنوان پیش ستارهها معروفند و با گذشت زمان به ستاره مبدل میشوند. بسیاری از این تودهها در اثر نیروی گرانش و گریز از مرکز بزرگ و کوچک میشوند، که اگر نیروی گرانش غالب باشد، رمبش و فرو ریزش ستاره مطرح میشود و اگر نیروی گریز از مرکز غالب شود، احتمال تلاشی ستاره و شکل گیری اقمار و سیارات میرود.

مقیاس قدری

همه ستارگان به شش طبقه روشنایی که قدر نامیده میشود، تقسیم شدهاند. روشنترین ستارگان دارای قدر اول و کم نورترین ستارگان که توسط چشم غیر مسلح قابل روءیت بودند به عنوان ستارگان قدر ششم و بقیه ستارگان داراب قدرهای بین 16 – 1 هستند. قدر یک ستاره عبارت است از: سنجش لگاریتمی از روشنایی ستارگان ، اگر قدر یک ستاره را با m نمایش دهیم، داریم:

(قدر ظاهری) 2.5logL + Cte = m-

که مقدار ثابت Cte همان صفر مقیاس قدری است.

روشنایی ستاره

مقدار انرژی تابیده شده از ستاره به واحد سطح زمین را روشنایی یک ستاره مینامند. مقدار ثابت (صفر مقدار قدری) را طوری انتخاب میکنند که قدر ستاره α چنگ رومی (Vega) برابر صفر شود. علامت منفی در فرمول نشان میدهد که قدر روشنایی ستاره بالا باشد، دارای قدر پایین خواهد بود.

رنگ ستارگان

هر وسیلهای که برای آشکارسازی نور بکار میرود دارای حساسیت طیفی است. مثل چشم انسان که اولین وسیلهای است برای آشکارسازی نور و حساسیت چشم برای نورهای مختلف یکسان نیست. هر وسیله دیگری هم که برای اندازه گیری نور بکار میرود مثل فیلمهای عکاسی برای نورهای با طول موجهای متفاوت ، دارای حساسیت یکسان نیست. پس روشنایی یک جسم بستگی به نوع وسیله اندازه گیری شده دارد. بر این اساس قدرهای مختلفی داریم، که یکی از آنها قدر دیدگانی و دیگری قدر عکسبرداری میباشد.

طیف ستارگان

هنگام مطالعه طیف ستارگان (یا همان بررسی کیفی ستارگان) مشاهده میشود که اختلاف فاحشی بین ستارگان وجود دارد. از آنجایی که وجود هر خط سیاه در طیف ستاره بیانگر وجود یک عنصر شیمیایی ویژه در اتمسفر آن ستاره است، شاید به نظر میرسد که علت اختلاف در طیف ستارگان بخاطر اختلاف در مواد شیمیایی سازنده ستارگان باشد. ولی در نهایت چنین نیست، بلکه علت اختلاف طیف ستارگان دمای ستارگان میباشد. چون ستارگان دارای دماهای متفاوتی هستند، طیف آنها نیز متفاوت است.

اندازه گیری دمای ستارگان

در مورد ستارگان امکان اندازه گیری دمای جنبشی (دمایی که توسط دماسنج اندازه گیری میشود) وجود ندارد. زیرا نمیتوانیم ترمومتر را در قسمتهای مختلف ستاره قرار داده و این دما را اندازه گیری کنیم. از طرفی لایههای مختلف ستاره دارای دماهای مساوی هستند و هر چه از لایههای خارجی به طرف لایههای داخلی حرکت کنیم دما افزایش مییابد. بنابراین تعریف دمای منحصر به فردی که مربوط به هر لایه از ستاره باشد غیر ممکن است.

اندازه گیری فراوانی عناصر در ستارگان

در حالت کلی مشاهده خطوط طیفی مربوط به یک عنصر در طیف یک ستاره دلیل بر وجود آن عنصر در اتمسفر این ستاره است و برعکس این ممکن نیست. یعنی عدم حضور خطوط طیفی یک عنصر در طیف یک ستاره دلالت بر عدم وجود آن عنصر در اتمسفر ستاره را ندارد، زیرا علاوه بر حضور یک عنصر لازم است، شرایط فیزیکی (دما و فشار) برای تشکیل خطوط طیفی آن عنصر برقرار باشد، تا بتوانیم خطوط طیفی آن عنصر را مشاهده کنیم. با توجه به اینکه شدت خطوط جذبی بستگی به فراوانی آن عنصر دارد، بنابراین میتوانیم از روی شدت خطوط طیفی ، فراوانی عناصر را در ستارگان تعیین کنیم.

جرم ستارگان

اطلاعات مربوط به جرم ستارگان از مسائل بسیار مهم به شمار میرود. تنها راهی که برای تخمین جرم یک ستاره در دست داریم آن است که حرکت جسم دیگری را که بر گرد آن دوران میکند مورد مطالعه قرار دهیم. ولی فاصله عظیمی که ما را از ستارگان جدا میکند، مانع آن است که بتوانیم سیارات متعلق به همه آنها را ببینیم و حرکت آنها را مورد مطالعه قرار دهیم. عده زیادی ستاره موجود است که جفت جفت زندگی میکنند و آنها را منظومههای مزدوج یا دو ستارهای مینامند. در چنین حالات بایستی حرکت نسبی هر یک از دو ستاره مزدوج مستقیما مطالعه شود، تا از روی دوره گردش آنها جرم نسبی هر یک بدست آید. در حضور ارتباط میان جرم و نورانیت ستارگان ، نخستین بار بوسیله سرآرتورادینگتون اظهار شد که نورانیت ستارهها تابع معینی از جرم آنها است، و این نورانیت با زیاد شدن جرم به سرعت ترقی میکند.

منابع انرژی ستارگان

برای هر ستارهای سه منبع انرژی را میتوان نام برد که عبارتند از:

انرژی پتانسیل گرانشی

میتوان فرض کرد که خورشید یا ستارگان در حال تراکم تدریجی هستند و بدین وسیله انرژی پتانسیل گرانشی خود را بصورت انرژی الکترومغناطیسی به محیط اطراف تابش میکنند.

انرژی حرارتی

میتوان فرض کرد که ستارگان و خورشید اجرام بسیار داغ آفریده شدهاند و با تابش خود به محیط اطراف در حال سرد شدن هستند.

انرژی هستهای

می توان فرض کرد که در ستارگان هستههای سبکتر همجوشی کرده و انرژی آزاد شده در این همجوشی منبع انرژی ستارگان را تأمین میکند، یا میتوان فرض کرد که در ستارگان هستههای سنگینتر از طریق واپاشی به هستههای سبکتر تبدیل شده و انرژی آزاد شده از این واپاشیها انرژی ستارگان را تأمین میکند.

مرگ ستارگان

سه طریق برای مرگ ستارگان وجود دارد. ستارگانی که جرم آنها کمتر از 1.4 برابر جرم خورشید است. این ستارگان در نهایت به کوتولههای سفید تبدیل میشوند. ستارگانی که جرم آنها بیشتر از 1.4 برابر جرم خورشید است، در نهایت به ستارگان نوترونی و به سیاه چالهها تبدیل خواهند شد. دیر یا زود سوخت هسته ای ستارگان به پایان رسیده و در این صورت ستاره با تراکم خود انرژی گرانشی غالب آمده و این تراکم (رمبش) تا تبدیل شدن الکترونهای آزاد ستاره به الکترونهای دژنره ادامه پیدا میکند، که در این صورت ستاره به یک ستاره کوتوله سفید تبدیل شده است. برخی از ستارگان از طریق انفجارهای ابرنواختری به ستارگان نوترونی تبدیل میشوند. ستارگانی که بیشتر از 1.4 و کمتر از سه برابر جرم خورشید دارند، به ستاره نوترونی تبدیل شده و آنهایی بیشتر از سه برابر جرم خورشید دارند، عاقبت به سیاه چاله تبدیل میشوند. سیاه چاله آخرین مرحله مرگ ستاره میباشد.


مقاله 5/d (106)...

ما را در سایت مقاله 5/d (106) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 106 تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 16:36

صفحه بندی